
استاد كامكار لطفاً درباره پيشينه تاريخي دف و قدمت آن برايمان بگوئيد. اگر چه ميدانيم كه دف به كردستان تعلق دارد ولي كمي عميقتر برويم.
استاد كامكار : خوب نه تنها من، خيليها رفتند درباره سابقه دف تحقيقاتي بکنند و اطلاعاتي بدست بياورند ولي به نتايج زيادي نرسيدند. براي اينكه ما متأسفانه نه تنها براي دف بلكه براي موسيقيمان تاريخ مكتوبي نداريم. شما تاريخ موسيقي ايران را نگاه كنيد، از دوره باستان (دوران نكيسا و باربد و رامتين و بامشاد و ...) يكدفعه تاريخ كور ميشود تا ميرسد به عبدالقادر مراغهاي و فارابي و ابنسينا و .... و دوباره كور ميشود و هيچ نشان دقيق و مستندي نداريم (به جز نشانههاي خيلي كوچك) تا ميرسد به دوره قاجار (ميرزا حسينقلي و درويشخان و ...) يعني بدون اغراق ميتوانيم تاريخ موسيقي را درصدصفحه خلاصه كنيم. دف هم در تاريخ موسيقي ما، در خانقاههاي دراويش قادري حضور داشته. الآن كه دف شكوفا شده و به هر حال در همه جا تأثير گذار بوده هر كسي آنرا به خودش نسبت ميدهد! ولي من در عمرم شاهد بودهام كه اين ساز به جز خانقاههاي دراويش قادري در هيچ جاي ديگري نواخته نميشد. البته حضور دف در خانقاههاي دراويش به اين معني نيست كه دف را به دراويش قادري نسبت دهيم و بگوئيم كه مثلاً اين دراويش قادري بودند كه دف را اختراع كردند!
استاد كامكار : ميدانيد، آدمهايي كه زياد حرف ميزنند بالاخره تكيه كلام پيدا ميكنند! اين تكيه كلام به نظر من لازمه هنر است. وقتي كه ميگوئيم هنر بيان احساسات و عواطف پاك بشري است، اين سه عبارت تمام اينها را دربرميگيرد. اين دستمايه ما است. مرحوم ناصر فرهنگفر ميگفت: «ما فروشنده حس و عاطفهايم» مطاعي كه ما ميفروشيم كالا نيست، جنس نيست، حس و معرفت و عاطفه است. من شايد اگر دكتر بودم به جاي اين حرف ميگفتم و «دل و جگر و قلوه!!» يا اگر مهندس بودم ميگفتم «آجر و سيمان و گچ» ولي چون كار هنري ميكنم و اين سه عبارت دستمايه كار من است تبديل به تكيه كلام من شده.
قسمت اول مصاحبه با بیژن کامکار

از سوي ديگر فرامرز پايور با گروهي که سالها به ساختن و اجراي کنسرت ميپرداخت باعث ارتقاي موسيقي ايراني شد، به عبارتي بايد گفت کاري را علينقي وزيري با تار کرد پايور با سنتور به انجام رساند و امروز هر هنرجويي که بخواهد ساز سنتور را بياموزد به آموزهها و يافتههاي ايشان رجوع ميکند و مقدماتآشنايي و نواختن اين ساز را ميآموزد.
احمدي درباره نحوه فعاليت گروه آوين گفت:«روال گروه آوين به اين شکل است که هر اجرايش را به يکي از اساتيد موسيقي ايراني تقديم کند و اين کنسرت نيز به استاد پيور تقديم شد، کنسرت قبلي را نيز به استاد هوشنگ ظريف تقديم کرديم که در تمام سالهاي فعاليت و تمرين گروه راهنماي ما بودند و از ايشان بسيار آموختيم. دراين کنسرت که به استاد پايور تقديم شد تمام تلاشمان را کرديم که روايتي از آثار ايشان را ارايه دهيم که شبيه آثار استاد باشد و تحريفي در آثار با ارزش ايشان ايجاد نشود،که خوشبختانه آن طور که مخاطبان متخصص گفتند اجراي ما قابل قبول و رضايت بخش بود.»
سرپرست گروه آوين درباره تاثير اجراي کنسرت براي گروه ارتباطش با مخاطبان گفت:«اجراي اين کنسرت به خصوص در شب دوم عالي بود و تمامي گروه از اجرا راضي بودند و باعث شد خستگي که در طول هفت ماه تمرين براي اين کنسرت را فراموش کنيم و با انرژي و انگيزهاي بيشتر به تمرينها و اجراهاي بعدي بپردازيم. از بابت ارتباط با مخاطب نيز تا آنجايي که مطلع شدم اغلب مخاطبان توانستند با اين کنسرت و اثاري که در آن اجرا کرديم ارتباط برقرار کنند و خوشبختانه اين اجرا توانست رضايت آهنگسازان و نوازندگان حاضر در کنسرت را نيز جلب کند و پس از اين کنسرت دو آهنگساز مطرح کشور کياوش صاحبنسق و کارن همايونفر به ما پيشنهاد همکاري دادند تا براي گروه آوين آهنگ بسازند.»
ماهور احمدي درباره تداوم و استمرار فعاليتهاي گروه آوين گفت:«مهمترين اتفاق براي گروه حفظ گروه است و خوشبختانه با ارتباط صميمي و نزديکي که درگروه ما وجود دارد سعي داريم به فعاليتمان با تمام انرژي ادامه دهيم. و لازمه تثبيت گروه نيز احساس مسووليت اعضاي گروه نسبت به کار و ديگر اعضاست، نکته مهم ديگر براي بقا گروه حمايت مردم و داشتن مخاطب چرا که بدون مخاطب هيچ گروه هنري نميتواند وجود داشته باشد.»
برگرفته از سايت "خانه ي هنرمندان ايران"
اعضاي اين گروه شش نفراند . ماهور احمدي كه علاوه بر سرپرستي گروه تار هم مينوازد و وحيده عيسايي (نوازنده قانون)، نايان صحيجي ( نوازنده كمانچه )، ماهگل اماميان (تارباس)، ساغر خادم (دف و تمبك) و سوفيا كتابي(سنتور) .

نوازنده تار و سهتار گروه دستان از اجرای کنسرت مشترک این گروه با همایون شجريان در تهران خبر داد و گفت: پروژه اجرای مشترک گروه دستان و همایون شجریان از فوریه امسال با برگزاری کنسرت در اروپا آغاز میشود و سال آینده در ایران و آمریکای شمالی ادامه خواهد یافت.
به گزارش پایگاه خبری فرهنگ و آهنگ، گروه «دستان» به همراه «سالار عقیلی» چندی پیش تورکنسرت بزرگ خود را در آمریکای شمالی به اتمام رساند. این تور کنسرت از روز 12 اکتبر با اجرا در شهر تورنتو آغاز شد و در روز 11 نوامبر با کنسرتی که در فیلادلفیا آمریکا به روی صحنه رفت، پایان پذیرفت. گروه دستان در این اجراها رپرتوار آلبوم «دریای بیپایان» را به اجرا درآوردند.
«حمید متبسم»که عمدتا کارهای مربوط به برگزاری کنسرتهای گروه را مدیريت میکند در گفت و گوی اختصاصی با فرهنگ و آهنگ ضمن ابراز خشنودی از برگزاری موفق این کنسرتها همکاری با سالار عقیلی را یکی از دستآوردهای مهم گروه عنوان کرده و گفت: «شنوندگان کنجکاو ولی ناآشنا با صدای سالار به اعتبار آشنایی با دستان تقریبا تمام سالن های کنسرت را پر کردند و با اجراهای بسیار زیبایی از دستان و سالار عقیلی روبرو شدند. باید بدون تعارف و زیادهگويی گفت که او در این تور بسیار خوش درخشید و هیچ کجا کم نیاورد.»
وی در توضیح برنامهریزی پروژههای مختلف گروه دستان خاطرنشان کرد: ما درواقع هر پروژه ای را در ایران، اروپا و آمریکای شمالی با تورهای بزرگ آغاز میکنیم و بعد با انتشار سی دی آن، منتظر فستیوالهایی میشویم که با شنیدن کار ما در اینجا و آنجا متقاضی برنامه می شوند. البته باید بگويم تور اخیر را «حسین بهروزینیا» برای آمریکای شمالی برنامه ريزی کرده بود که به جرات میتوان این تورکنسرت را یکی از بهترین و موفقترین تورهای دستان دانست.
این آهنگساز و نوازنده گروه دستان افزود: کار بعدی مرا نیز که با عنوان «به نام گل سرخ» در دست ضبط است، سالار عقیلی خواهد خواند. ما همگی از این تور خشنودیم چرا که در پشت و روی صحنه هماهنگی و همرنگی حکمفرما بود.
متبسم درباره پروژه بعدی گروه دستان که مجموعه کنسرتهایی با «همایون شجریان» است، تصریح کرد: «همایون شجريان یکی از آن چهرههاست که بسیار مورد توجه یاران دستان است، اعتبار او نه فقط به دلیل نام خانوادگیش بلکه به پشتوانه کارش، ما را به همکاری با او ترغیب میکند و فکر میکنم برای او نیز گروه ما همین قدر جذاب باشد. تونايیهای همایون شجریان نه فقط بهعنوان یک خواننده، بلکه بهعنوان یک موسیقیدان دست وبال ما را باز می کند و امید داریم که کار متفاوتی را با او عرضه کنیم.»
وی درمورد جزییات این تور کنسرت اضافه کرد: «آثار این مجموعه دو بخشی متعلق به من و «سعید فرجپوری» است که در مایههای دشتی و اصفهان ساخته و طراحی شدهاند. 12 کنسرت ما از اواخر ماه ژانویه تا اواسط فوریه 2008 به ترتیب در ونیز، میلان، فرانکفورت، استکهلم، گوتنبرگ، اسلو، لندن، مونستر،برلین، انتورپن، لاهه و آمستردام برگزار خواهدشد و قرار است که در استودیو رادیو برلین کارها را ضبط کنیم.»
همایون شجریان پیش از این در گفت و گوی مفصلی با مجله فرهنگ و آهنگ (که در شماره 17 به چاپ رسیده) درباره همکاری خود و گروه دستان به عنوان «شروعی برای استقلال هنری» گفته بود: «این کنسرت به عنوان اولین اجرای مستقل، صد در صد حساسیت ویژهای برای من دارد. من تا کنون با پدر بهروی صحنه میرفتم و در آواز همراهیشان میکردم و هیچوقت بهطور مستقل نمیخواندم که بخواهم یک برنامه را با آواز اداره کنم. قضیه کاملاً فرق دارد، من دیگر روی صحنه پشتوانه پدرم را ندارم. خودم هستم و خودم. بههمین خاطر باید خود را به بالاترین سطح آمادگی برسانم و بتوانم صحنه را اداره کنم تا برنامهای اجرا کنیم که جذابیت داشتهباشد و مردم راضی از سالنها بیرون بروند ... به نظر من گروه دستان انتخاب خیلی خوبی است که بتوانم اولین اجرایم را با آنها داشتهباشم، چون گروه دستان خودشان وزنهای هستند و اینجا من هستم که باید کارم را درست انجام بدهم. این شرایط با وقتی که شما بهعنوان نوازندهای روی صحنه قرار میگیرید که باید صحنه را اداره کنید و حتی نگران نوازندههای دیگر هم باشید، تفاوت دارد. اعضای گروه دستان هرکدام درعین حال که تکنواز هستند، در گروهنوازی نیز حرفهای بسیاری برای گفتن دارند.»
![]() |
«همایون شجریان یکی از آن چهرههاست که بسیار مورد توجه یاران دستان است، اعتبار او نه فقط به دلیل نام خانوادگیش بلکه به پشتوانه کارش، ما را به همکاری با او ترغیب میکند» |
آثار گذشته گروه دستان بر موسیقی سازی تاکید داشت اما اکنون شاهد گرایش این گروه به موسیقی آوازی و همکاری با خوانندگان جوان هستیم. این نکتهای است که متبسم در تشریح آن میگوید: «تاکید بر موسیقی سازی به معنی مخالفت با موسیقی آوازی نیست و تمایلات ما به بخش آوازی موسیقی را نفی نمیکند. من در کارهای آوازی نیز به نقش ساز اهمیت می دهم و در کارهای آوازی که از دستان تاکنون ارايه شده نیز نقش ساز فرا تر از اجرای یک پیش درآمد، تصنیف و رنگ است. در ارتباط با همکاری با چهرهای جوان باید گفت که شرط ما جوانی و پیری نیست، بلکه کیفیت است و همدلی و توانائی روحی و جسمی برای همراهی. آنچه ما در این تورها انجام میدهیم به جز توانایی فنی نیاز به کیفیتهای معنوی و غیر دارد، که هر کسی را شامل نمیشود.»
حمید متبسم در ادامه صحبتهایش به پروژه «نوای مشترک» و همکاری با ارکستر فیلارمونیک لیژ اشاره میکند: برنامه ریزی این پروژه و مقدماتش از اوایل سال 2006 آغاز شد و هدف این است که با این آثار به نقاط مختلف دنیا سفر کنیم و با ارکسترهای مختلف دنیا همکاری داشته باشیم. در این میان اولین پیشنهاد از طرف ارکستر فیلارمونیک لیژ آمده و در هفته آخر ماه آپریل 2008 اولین اجرای این آثار انجام خواهد شد.
وی درباره چگونگی حضور گروه دستان در این پروژه افزود: آثار آهنگسازان دستان با تنظیم، بازنگری و آهنگسازی «محمد رضا درویشی» با اجرای ارکستر سیمفونیک، در این آثار نوازندگان دستان نقش سولیست دارند و در واقع نوعی کنسرتو برای سازهای حاضر در گروه ما و ارکستر سمفونیک است. البته برای سازهای کوبهای گروه مطلبی نوشته نشده و مانند همیشه نقش آنان با سلیقه خودشان و همفکری مشخص میشود. دو قطعه 20 دقیقهای از این مجموعه که شامل قطعهای در مایه نوا از من و اثر دیگری در مایه شوشتری از حسین بهروزینیا می شود تابحال از طرف درویشی کار شده و نت آن بهزودی تحویل ارکستر لیژ خواهد شد.
متبسم در تشریح جزییات این پروژه اظهار داشت: ما در واقع با دو کنسرت در شهر لیژ و شارلاروای بلژیک این پروژه را که می تواند سرفصل یک آشنايی تازه میان ایران و غرب باشد، افتتاح می کنیم. تمرینهای ما با ارکستر منحصر به سه روز قبل از اولین کنسرت خواهد بود که این زمان با توجه به این که ارکستر و ما هر کدام بخشهای مربوط خودمان را از قبل آماده خواهیم کرد، کافیست.
![]() |
«برای اجرای اپرت سیمرغ نیاز به یک ارکستر سازهای ملی بیست نفره، چهار خواننده کر ایرانی و یک تکخوان دارم که فقط و فقط میتواند در ایران و از جوانان تشکیل شود» |
حمید متبسم در کنار فعالیتهای گروه دستان یکی از پرکارترین موسیقیدانان ایرانی ساکن اروپا در زمینه آموزش موسیقی ایرانی به شمار میرود، وی دراین باره میگوید: «تدریس به جز عشق، وظیفه من است، بهترین شنوندگان موسیقی نیز کسانیاند که خود دستی هر چند کوچک بر آتش دارند و از مسايل حرفهای دست و پا گیر این هنر بدورند. از این رو این بخش فعالیت هر موسیقیدان ، فال است و هم تماشا. امروز در همین اطراف محیط زندگی من در اروپا می توانید در خانه صد ایرانی و غیر ایرانی ساز ایرانی و گفتار در زمینه موسیقی ایران را بشنوید.»
این موسیقیدان ایرانی در مدرسه موسیقی هارلن هلند تدریس میکند و گروه «مضراب» که از جمعی از نوازندگان جوان ایرانی و اروپایی تشکیل شده را مدیریت میکند، در مورد اين فعاليتها چنين ميگويد: «در مدرسه آزاد موسیقی هرلن تار وسه تار و موسیقی ایرانی تدریس میشود و گروه بزرگ مضراب که متشکل از 25 خواننده و نوازنده است در کنار هم کار خودش را انجام میدهد. گروه مضراب در خود و دیگران نیز ایجاد انگیزه و شور می کند و تا بهحال با توجه به شناخت من از تواناییهای این دوستان و آشنایی من با گرفتاریهای حرفهای و شخصیشان، بی نظیر عمل کرده است.»
متبسم در پایان از تصنیف اپرت «سیمرغ» برای ارکستر سازهای ایرانی و 5 خواننده خبر داد: «یکی از پروژههای بزرگ و پر کاری که در دست دارم قطعه سیمرغ است که بر اساس حماسه زندگی زال نوشته می شود. برای این کار نیاز به یک ارکستر سازهای ملی بیست نفره، چهار خواننده کر ایرانی و یک تکخوان دارم که فقط و فقط میتواند در ایران و از جوانان تشکیل شود. البته نگارش سیمرغ را که تا نیمه راه پیش رفته مدتی است که بدلیل برنامه های دیگر متوقف کردم، لیکن این اثر یکی از بزرگترین عشقهای من است و حتما در فرصت مناسب این کار را دنبال خواهم کرد.»
برگرفته از پايگاه خبري فرهنگ و آهنگ
این موسیقیدان در ادامه به چگونگی رهبری این آثاراشاره کرد و گفت : سبک موسیقی که در این قطعه به کارگرفتم تلفیقی از سازهای موسیقی ایرانی و موسیقی کلاسیک است که من اسم این نوع کار موسیقی ملی گذاشتم و از انواع موسیقی سنتی،فولکوریک و تمام جنبه های فرهنگ موسیقایی ایران زمین استفاده کردم و در عین حال این نوع موسیقی را با تکنیک و دانش روز موسیقی در سطح بین الملل همراه کرده ام در واقع مهمترین مسئله حفظ زیبایی موسیقایی در روح موسیقی ایران بوده است ضمن اینکه ارکستر سمفونیک در تمرین های خود به خوبی این قطعات را اجرا کرده و از همه مهم ترارسلان به عنوان رهبر ارکستر قطعات را به خوبی می شناسد و مشکلی در اجرا وجود ندارد.
گفتگو از خبرگزاری مهر
این پست رو تقدیم می کنم به تمام بچه های ایران زمین که بسیار مقموم واقع شدند.
اجرای قطعه ی "زندگی" کودکان بم به سر پرستی خانم سودابه سالم
1) چقدر به موسیقی کودکان اهمیت میدهيم ؟
با شروع تابستان دوباره مسئله اوقات فراغت بچهها مطرح میشود. با شروع مدرسه دلم برای بچهها میسوزد. اما تابستان و اوقات فراغت آنها هم یک جور دیگر نگرانم میکند. چون کودکی دوران مهمی از زندگی انسان است و آینده انسانها را شکل میدهد. روانشناسان و کارشناسان کودک، معتقدند کودکی شاد و سرشار از خاطرات خوش، به سلامت روح و روان انسان در بزرگسالی، کمک میکند. اما متاسفانه امروز تصور پدر و مادرها و مسئولان آموزش و پرورش این است که کودکی خوب، با ثبتنام بچهها در کلاسهای آموزشی ، هنری و ورزشی، یا تهیه انواع وسایل بازی کامپیوتری به وجود میآید.
پدر و مادرها به دنبال راههایی هستند که برای بچهها سرگرمی فراهم کنند. آنها مسئولیت گذراندن این دوران را به عهده کلاسهای گوناگون آموزشی میگذارند که البته توانایی مالی والدین ، امکانات متفاوتی را برای کودکان به وجود میآورد. ولی هدف و محتوای این کلاسها مشترک است، یعنی پرکردن اوقات فراغت بچهها که متاسفانه این کلاسها نیز مانند کلاسهای درسی مدارس هستند. در حالی که باید کودکان برای شرکت در این کلاسها آزادی انتخاب داشته باشند و تکرار فعالیتهای آموزشی آنها را خسته نکند. کلاسهای هنری و از جمله کلاسهای موسیقی، در تابستان میتواند بچهها را سرگرم کند. اما مهم این است که آموزش در این کلاسهای سه ماهه چه نتایجی را در بر داشته باشد؟ به نظر من آموزش موسیقی مانند آموزش زبان طولانی و ممتد است. یعنی باید سالها ادامه یاید تا به نتیجه برسد. در حال حاضر والدین عجول و بیحوصله هستند. آنها میخواهند، با سه ماه شرکت در کلاسهای آموزش موسیقی نتایج شگفتانگیزی از کودکان خود ببینند. در غیر این صورت از کودکانشان دلسرد میشوند و گاه آنان را بیاستعداد تصور کرده و مربیان را بیکفایت میپندارند. کودک نیز این خاطره تلخ را همیشه به خاطر خواهد داشت.
**مجری های تلویزیونی امروز و دیروز
موسیقی از مهمترین اجزای برنامههای تلویزیونی کودکان در سراسر جهان است و نقش آن در همه کارتونها، نمایشها و... کودکان انکارناپذیر است و کودکی، بدون موسیقی در هیچ جای دنیا وجود ندارد.
به اجرای مجریان برنامههای کودک، نگاهی بیندازیم
در برنامههای کودکان ، سه تیپ مجری میبینیم.1) یک دسته مجریان خانم و جوان این برنامه،2) دوم مجریان عروسکی و 3)سوم مجریان آقا.
همه مجریان خانم حرف زدنشان مثل هم است.یعنی صدای زیر و شبیه جیغ دارند. بدون آنکه زیر و بمی، کوتاهی و بلندی و ارزش سکوت در کلام آنها رعایت شده باشد. در نتیجه گوش بچهها از این همه صدای یکنواخت خسته شده و کلمات، خاصیت خود را از دست میدهند. نحوه اجرایشان نیز یکسان است. مجریان دهههای پیش هم برعکس این دوره، خیلی آهسته، آرام و غمگین حرف میزدند و جنب و جوش نداشتند. در مجموع در آن دوره هم، مجریان خانم ، در حالت ایستاده یا نشسته سعی میکردند، توجه بچهها را با حرکات دست و صورت جلب کنند
. در برنامههای کودکان، آواز خواندن به عهده عروسکهاست. آنها با تغییر ادا و حرکات تند و تقریباً یکسان، به کمک مجریان خانم میآیند. امروز جای شخصیتهای محبوب کلاهقرمزی و پسرخاله با اجرای خوب آقایان طهماسب و جبلی یا خانم برومند با مدرسه موشهایش، خالی است.
مهمترین بخش برنامههای کودکان، خواندن ترانههای کودکانه است.اما متأسفانه اشعار و آهنگها شبیه آهنگهای قبل از ژان ژاک روسو است! یعنی دورهای که کودکان را مینشاندند و به آنها پند و اندرز میدادند. در برنامههایی که توسط مجریان مرد اجرا میشود نیز، بچهها نشستهاند و با دست زدن مجریان را همراهی میکنند.
من فکر میکنم تبحر مجری کودک در فن بیان، اشراف به فرهنگ لغات خاص کودکان، شناخت روح و روان کودک و سایر ویژگیهای عاطفی و هیجانی بسیار اهمیت دارد. چون مخاطب آثار تلویزیونی، هزاران کودک این سرزمین هستند که الگوی حرف زدن و حرکت کردن را از تلویزیون کسب میکنند.
شاید طی این سالها بتوان تنها از اجرای خوب آقای علیرضا خمسه در برنامه کودک به خوبی یاد کرد. ولی به دلیل محدودیتهایی که در عرصه کار کودکان وجود دارد ، میبینیم که مجریان خوب، به اجرای برنامههای تلویزیونی بزرگسالان، رومیآورند و شاید احساس میکنند با وجود این محدودیتها، در عرصه برنامههای کودکان، پیشرفتی نخواهند داشت.
از طرفی آهنگسازی برای برنامههای کودکان و خردسالان، ارزان و آسان فرض میشود. بیشتر کارها را در موسیقی کودک برنامههای تلویزیون، افکتهای الکترونیکی انجام میدهند. از نوانس، هارمونی و خلاقیت در این موسیقی خبری نیست و ویژگیهای بومی سرزمین کودک در موسیقی او جایگاهی ندارد. این موسیقی گوش و سلیقه کودکان را برای شنیدن موسیقی پاپ و بازاری آماده میکند. حال کودک با این سلیقه شنیداری، چگونه میتواند در کلاس موسیقی خوب ثبتنام کند؟ چون میدانیم که هر آموزشی به یک پیشنیار احتیاج دارد که برنامههای کودکان، این پیشنیاز را به شکلی نادرست فراهم میکنند
گذشت اون زماني که احمد شاملو شعر مي گفت.بابک بيات آهنگسازي مي کرد .گذشت اون زماني که احمد رضا احمدي بود و براي کودکان کار مي کردند.افسوس که دلمون به اردک تک تک (!!)خوشه.

موسیقی کودک چیست و تا چه حد مهم است؟
. والدین تنها میخواهند آنها هرچه سریعتر بزرگ شوند و رشد کنند و شیرین زبان ، زرنگ و نابغه باشند. اغلب ما بزرگترها دوست داریم که بچه ها مینیاتور بزرگترها باشند. یعنی شعر حافظ را حفظ کنند یا مرغ سحر را با ساز بنوازند و برایمان جوک تعریف کنند. در حالی که کودک باید تجربه کند و بیاموزد.
کودک به نتیجه نهایی این یادگیری فکر نمیکند و صرفاً انجام فعالیتهای دوره یادگیری برایش مهم است. اما والدین این حرفها را قبول ندارند. آنها میخواهند بچههایشان سریعتر ساز زدن را یاد بگیرند تا به آنها افتخار کنند.
در صورتی که ابتدا باید موسیقی برای کودک معنا پیدا کند و این مسئله با شنیدن موسیقی خوب و آواز خواندن کودکان، انجام حرکات و استفاده از سازهای ساده، شکل میگیرد. کودکان در سنین مختلف، ویژگیهای متفاوتی دارند و چون مراحل رشد کودکی بسیار متفاوت است، برنامههای آموزشی کودکان در مقاطع مختلف نیز باید متفاوت باشد.
نمیتوان با بچه 4 ساله و 5 ساله، رفتار یکسانی داشت. همچنین برنامههای آموزش موسیقی باید با ویژگیهای ذهنی و جسمی کودک، مناسب باشد تا به نتیجه مطلوب برسد. در حال حاضر متاسفانه در کلاسهای آموزش موسیقی 15تا20، کودک شرکت دارند که در نتیجه فضای بچهها برای حرکت، دویدن و راه رفتن را کم میکند.

«عليرضا قاسمخان» كارگردان اين مستند درگفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت:قرار است مستند «نواهاي گمشده» در موزههاي بزرگ دنيا به نمايش در بيايد كه احتمالا اولين نمايش آن در موزه لوور پاريس خواهد بود.
به گفته اين كارگردان،«حسين عليزاده» علاوه بر ساخت موسيقي متن اين مستند،گفتار متن را نيز برعهده داشته است.
وي ادامه داد:ساخت اين فيلم مستند را به مدت دو سال و از سال 84 آغاز كردهام كه به موضوع موسيقي در ايران ميپردازد.در اين كار اشيايي را ميبينيد كه از 6 هزارسال قبل تا دوره ساساني در حكم ساز بودند و اين بيانگر ارزشهاي موسيقي در ايران است.
بر اين اساس،اين مستند 24 دقيقهاي كه محمود يارمحمدلو آن را تدوين كرده،پيش از اين در جشنواره سينما حقيقت به نمايش در آمده است.
برگرفته از خبرگزاري فارس